الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
203
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
خدا ) تأكيد ديگرى است براين معنا . آرى ! هرچه هست در بندگى پروردگار است . سپس در ادامهء ذكر اوصاف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ، مىافزايد : « هرزمان خدا انسانها را به دو بخش تقسيم كرده ، آن حضرت را در بهترين آندو قرار داده است » ؛ ( كلّما نسخ « 1 » اللّه الخلق فرقتين جعله في خيرهما ) . اشاره به اينكه نور وجود آن حضرت كه در صلب آدم وجود داشت ، پيوسته از صلبى به صلب ديگر منتقل مىشد و آنجا كه فرزندان متعدّدى از نسلى به وجود مىآمدند نور وجود آن حضرت در آن شاخهاى كه بهتر بود قرار مىگرفت و اين راه را از طريق بهترينها پيوسته مىپيمود تا در صلب عبد اللّه قرار گرفت و به رحم آمنه منتقل شد . باز مىافزايد : « هيچ ناپاكدامنى در او سهمى نداشت و هيچ فاجرى در او دخالت نكرد » ؛ ( لم يسهم فيه عاهر « 2 » ، و لا ضرب فيه فاجر ) . اين همان مضمونى است كه در زيارت وارث در مورد فرزندزاده پيامبر ، امام حسين عليه السّلام آمده است : « أشهد أنّك كنت نورا في الأصلاب الشّامخة و الأرحام المطهّرة ، لم تنجّسك الجاهليّة بأنجاسها و لم تلبسك المدلهمّات ثيابها ؛ گواهى مىدهم كه تو نورى بودى در صلب والاى پدران و رحم پاك مادران و هرگز عصر جاهليّت با تمام آلودگيهايش تو را آلوده نساخت و جامههاى سياه آن بر تو پوشانده نشد » . « 3 »
--> ( 1 ) . « نسخ » از ريشهء « نسخ » بر وزن « مسخ » در اصل به معناى انتقال و جابهجا كردن چيزى است لذا هنگامى كه بر اثر حركت خورشيد سايه ، جابهجا مىشود مىگويند : « نسخت الشمس الظلّ » و به نوشتن چيزى از روى نوشتهاى ديگر استنساخ و نسخهبردارى گفته مىشود ، چون مطلب را منتقل مىسازد . نسخ در احكام نيز از اين ريشه گرفته شده ، زيرا حكمى جاى حكم ديگرى را مىگيرد و در خطبهء بالا نسخ اشاره به انتقال نطفه از پدرى به پدر ديگر است كه از طريق وراثت ، ويژگيهاى پدران به فرزندان منتقل مىشود . ( 2 ) . « عاهر » به معناى شخص فاسق و فاجر و آلوده دامن است . ( 3 ) . مصباح المتهجّد ، ص 717 .